تبلیغات
پیام آوران - فرار عجیب مان از دست عراقیها 43
 
پیام آوران
اتمام ماموریت رزمنده تحویل اسلحه به اسلحه خانه نیست نوشتن خاطرات است (مقام معظم رهبری)
همینطور که روی جاده آسفالت از دپویی که روبروی عراقیها زده بودیم به سمت عقب به صورت قدم زنان و ناامید برمی گشتیم و علت آن بود که در واقع دو طرف ما توسط بعثی ها تصاحب و محاصره هر لحظه تنگ تر می شد و راه چاره ای نداشتیم جز اینکه عقب نشینی کنیم و اینکه چرا قدم زنان ،علت آن بود که خستگی مفرط بر ما مستولی شده بود و سویی ناامیدبودیم  که دیگر راه برگشتی نیست.
در این هنگام ناگهان مشاهده کردیم دو تا تویوتا خودی از داخل محلی که برای ماشینها در نظر گرفته شده بود و دور آنرا دپو زده بودند  تا زمان اصابت خمپاره ها به زمین ماشینها ترکش نخورد چراغ دو تویوتا روشن شد و بیرون آمدند  و تصمیم داشتند به سمت عقب حرکت کنند. امید در ما زنده شد و سریع شروع به دویدن بسوی تویو تا ها نمودیم.
 تعدادی پشت تویو تای اولی که خارج شد ه بود و به طرف عقب خط مقدم درحرکت بود پریدند و ما نیز که با تویوتای دومی فاصله داشتیم با سرعت دویدیم وخودمان را به آن رساندیم و پشت ماشین پریدیم.
 داخل این تو یو تا مملو از جعبه مهمات بود .
من هنوز یکی از پا های خودم را جمع نکرده بودم که سیل جمعیت رزمندگان پشت تویو تا پریدند و روی پای من که هنوز جمع نکرده بودم نشستند.
 من که زیر پایم پر جعبه مهمات بود هرچه فریاد زدم آخ پام آخ پام تورا خدا بگذارید پایم را جمع کنم کسی به کسی نبود و هیچکس توجه نمی کرد، اصطلاحا صدا به صدا نمی رسید.
**************************************************
 تعدادی از رزمندگان هم درب سمت شاگرد تویوتا را باز کردند و سه تا چهار نفر کنار راننده نشستند و راننده بیچاره در حالی که نمی توانست ماشین را کنترل کند و ماشین به چپ و راست حرکت می کرد شروع به گاز دادن کرد و هر آن امکان خطر چپ شدن ماشین وجود داشت و  به اینصورت با سرعت دور می شد یم.
عراقیها اکنون خسته و کوفته و زیر آتش شدید قبلی ما بالاخره به دپوی ما رسیده بودند و زمانی که فرار ما را دیدند به زانو نشسته و به طرف ما شروع به شلیک کردن کردند اما مثل همیشه خدا با ما بود و به ماشین ما تیرها اصابت نکرد.
**************************************************
در حین حرکت روی جاده آسفالت بسیاری از رزمندگان را می دیدیم که در حال حرکت به سمت عقب بودند و نتوانستند سوار این دو ماشین موجود شوند و این صحنه برای من بسیار دردناک بود.
بالاخره ما به سه راهی ام القصر - فاو رسیدیم .
تویو تای جلویی ما سمت چپ پیچید و طبق گفته رزمندگان عراقیها که پایین جاده کمین کرده  بودند بالا آمدند و سر نشینان این تویو تا را  به اسارت  در آوردند.  برای همین راننده ما به سمت راست و داخل فاو پیچید.
***************************************************
با سرعت مسیر را ادامه دادیم تا به انتهاء شهر فاو مشرف به پلی رسیدیم که بواسطه لوله ها زده شده بود و اینطرف رودخانه را به آن طرف آن وصل می کرد این پل فکر کنم که به پل بعثت معروف بود.
پشت پل و در شهر فاو انواع ماشینها مانده بودند و رانندگان آن رفته بودند و دلیل آنهم این بود که پل لوله ای توسط هواپیماهای عراقی زده شده بود و امکان تردد خودروها روی آن نبود. این پل آنقدر محکم بود که فقط به اندازه شاید شصت سانتیمتر بعضی از جاهای آن خراب شده بود و امکان حرکت هرگونه وسیله موتوری را از بین برده بود.
در این قسمتهای خراب شده پل آب تا زانوی رزمندگان بود  و از داخل آب رزمندگان بطرف دیگر پل حرکت می کردند.
***************************************************
من  قبلا خیلی به سمت عقب دویده بودم و سپس به تویوتا رسیده بودم و علی القاعده پاهایم گرم بود . وارد آب که شدم پاهایم ناگهانی سرد شد و در نزدیکی آنطرف پل دیگر نای حرکت نداشته و پاهایم خشک شد و حرکت نمی کرد .  رزمنده دیگری هم مثل بنده چنین شد و ما درنزدیکی انتهاء پل که بسیار خطرناک بود و هر آن ممکن بود مورد حمله هواپیماهای دشمن قرار گیرد نشسته بودیم و  نمی شد راه برویم.
صحنه مثل روز قیامت بود همه می دویدند که سریع رد شوند و بالاخره دو نفر رزمنده دست ما راگرفتند و کشان کشان کنار ماشین کمر شکنی که آمده بود تا رزمندگان را سریع از محل عملیات خارج کند رساندند  اسب متصل به ماشین حالت باری و دیواره های بلندی داشت که رزمندگان از آن بالا رفتند و ما دونفر که امکان بالا رفتن برایمان نبود را با یک یاعلی بلند کردند و داخل ماشین انداختند.
******************************************************






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا خاطرات نوشته شده جذاب و آنرا دنبال می کنید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كدهای جاوا وبلاگ

کد وبلاگ