تبلیغات
پیام آوران - درگیری با کمین عراقی 29
 
پیام آوران
اتمام ماموریت رزمنده تحویل اسلحه به اسلحه خانه نیست نوشتن خاطرات است (مقام معظم رهبری)
یکشنبه 25 خرداد 1393 :: نویسنده : محسن بارباز اصفهانی


همانگونه که اشاره کردم زمانی از رود فصلی عبورکردیم که آب فروکش کرده بود و روی آن چند لوله ودرب پلیتی انداخته بودند تا بتوانیم از روی آن عبور کنیم.

 مسیری را در زمین خاکی طی کردیم تا به جاده آسفالت رسیدیم.

سمت چپ جاده در ستونی حرکت می کردیم . دقیقا یادم نیست چند م ماه بود لیکن نور ماه به اندازه ای بود که تقریبا صورت همدیگر را می دیدیم.

در کنار ما سمت چپ جاده  تپه ای با ارتفاع زیاد بود که خود عامل استتار شده بود.

در بین راه  به کمینهای عراقی که رزمندگان قبلی از آن عبور کرده بودند بر می خوردیم و این مطلب را قبل از عزیمت به منطقه بما گفتند . عراقیهای داخل کمینها منتظر بودند که هوا روشن شود و فرار کنند .

لیکن در این وضعیت عراقیها هرکس را از داخل کمینها می دیدند شلیک می کردند .



در مسیر حرکت بسمت کمینها و کلا خط پدافندی مد نظر حال عرفانی عجیبی داشتیم احتمال شهادت در چند قدمی ما بود.

درحین حرکت ناکهان پشت سر من چیزی منفجر شد و سرم به شدت به گلنگدن کلاشینکفی که دستم بود برخورد کرد. گوشهایم شروع به سوت کشیدن کرد و برای   لحظا تی گیج و مه مات شدم .

به خود که آمدم درد شدیدی در ناحیه شقیقه ام حس کردم که حاصل از برخورد شدید سرم با گلنگدن بود.  صحبت بچه ها را می شنیدم که می گفتند آرپیجی عراقی بود که وسط صف خورد و شهید شد.


بعد ها در اصفهان متوجه شد م آقای سلیمانی که مثل خودم شانزده سال داشت و اقوام دوست جانبازم آقای حمید زرگرزاده بودند،و پشت سر من حرکت می کرد شهید شده بود. روحش شاد و یادش گرامی باد.

اکنون کم کم بچه ها از حالت ستونی که حرکت می کردیم پراکنده شدند و به راه خود ادامه می دادند. بیابان بود و کوچکترین تغییر مسیری باعث گم کردن دیگران می شد.  جاده آسفالت شیبداربه سمت بالا بودیم ، صدای بلدوزری پشت سر ما می آمد ، هم رزمم آقای امیر جعفرزاده و بچه های دیگر جلوی آنرا گرفتند و گفتند که باید ما را ببری . او هم بیل خود را پایین آورد و ما سوار بیل شدیم .

آنگاه ما را با لا برد و شروع به حرکت کرد.

کار خطرناکی کرده بودیم چرا که در تیرس گلوله ها و آرپیجی نیروهای کمین دشمن قرار گرفته یودیم. به هر تقدیر تا جایی که می شد ما را با خود برد ، سپس پیاده شدیم و به راهمان ادامه دادیم.

بین راه به کمینی برخورد کردیم که روی تپه بود وما پایین تپه ، و به شدت  با          تیر باردوشیکا که دوستان می دانند حتی برای ساقط کردن بال گرد و هواپیما در سطح پایین ازآن استفاده می شود به سمت ما آنهم با تیر رسام که در شب قرمز رنگ است شلیک می کرد.

به من گفتند دوستم آقای حمید زرگرزاده جانباز عزیز که بی سیم چی هم بود چون صدای شلیک دوشیکا مانع از شنیدن صدای بیسیم برایش می شد پشت به دوشیکا به بی سیم گوش می داد که ناگهان تیر به باسن او اصابت و از شکم او بیرون آمده بود.


البته بنده در حال تیر اندازی به سمت این کمین بود م و متوجه نشدم اما بعدا دوستان ویا خود آقای زرگرزاده سالهای بعد موضوع را به من گفتند.

  تیربارکمین  ما را زمین گیرکرده بود و اجازه حرکت بما نمی داد .

تعدادی از دوستان تصمیم گرفتند در دره ای سمت چپ بروند و از پشت این تیربار را خاموش کنند .

بنده هم با آنها همراه شدم .

به سمت دره دویدیم و پایین رفتیم. فرماندهی از بچه های سپاه را دیدم که نارنجک تفنگی را سر لوله تفنگ ژه 3 قرار داد و شلیک کرد و با لطف خدا صاف روی سقف سنگر کمین فرود آمد و تیربارچی عراقی به هلاکت رسید وتیربار خاموش شد.




اکنون در بیابان تاریک ما از گردان جدا شده بودیم و بدون در نظر داشتن مقصد مشخص و اطلاع از محل خودمان شروع به حرکت روی تپه ها کردیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 10:14 ق.ظ
Hello! I know this is kinda off topic but I was wondering which blog platform are you using for
this site? I'm getting fed up of Wordpress because I've had problems with hackers and I'm looking at options for
another platform. I would be great if you could point me in the direction of a good platform.
شنبه 14 مرداد 1396 12:42 ق.ظ
Sweet blog! I found it while searching on Yahoo News.

Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!

Many thanks
شنبه 7 مرداد 1396 07:03 ب.ظ
Hey there! I just wanted to ask if you ever have any issues with hackers?
My last blog (wordpress) was hacked and I ended
up losing several weeks of hard work due to no backup. Do you have any solutions to
stop hackers?
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:13 ق.ظ
It's nearly impossible to find educated people about this subject, however, you sound like you
know what you're talking about! Thanks
شنبه 19 فروردین 1396 03:54 ب.ظ
I'm not sure why but this weblog is loading extremely slow for me.
Is anyone else having this issue or is it a problem
on my end? I'll check back later on and see if the problem still
exists.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا خاطرات نوشته شده جذاب و آنرا دنبال می کنید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كدهای جاوا وبلاگ

کد وبلاگ