تبلیغات
پیام آوران - شکار پرنده و توزیع مواد تبلیغاتی 20
 
پیام آوران
اتمام ماموریت رزمنده تحویل اسلحه به اسلحه خانه نیست نوشتن خاطرات است (مقام معظم رهبری)
در منطقه پاسگاه زید قسمتی از آنرا عراق آب رها کرده بودو منطقه وسیعی زیر آب بود  به طبع پرندگان به این محل مهاجرت کرده بودند و سوال رزمندگان از روحانیونی که می آمدند این بود که آیا می توانیم برای تمرین تیر اندازی این پرندگان را شکار کنیم و برای من جالب بود تیز بینی اسلام و احکام که آقایان می گفتند!!




 اگر می شود گوشت آنها استفاده شود اشکالی ندارد اما برای تمرین تیر اندازی خیر شکار جایز نیست.
در آن وسعت که آب رها شده بودو  مینهای میدان مین عراقیها و مارا سرگردان کرده بود امکان بدست آمدن پرنده پس از شلیک نبود و عملا گفته بودند که شکار نکنید و این است دین مترقی اسلام.
************************************************
روزنامه ها عصر می رسید و بایدتوسط من توزیع می شد .
نزدیکترین جا سنگرهای اطراف و دور ترین جا توپخانه بود.
من موتور تریل داشتم .
ابتدا روزنامه ها را که برگهای آن از هم جدا بود مرتب و آماده می کردم . اسم واحدهای مد نظر را روی آن می نوشتم وبه ترتیب روی هم       می گذاشتم و با موتور عازم توزیع آنها می شدم.
*********************************************
عصر شده بود و نور خورشید کم کم به زردی - قرمزی گرایش داشت .
نسیم روح بخش خوزستان که خوزستانیهای عزیز و رزمندگان می دانند در صحرا می پیچید و اکنون من از سنگر ها دور شده و در بیابان مثل کف دست صاف و بعضا دارای عوارض تپه مانند قرار گرفته بودم.
**********************************************
سکوت بود و فقط صدای ضعیف موتور .
بله می شد در این تنهایی امام زمان خود را ببینی؟
آیا امام زمانت افتخار می داد رزمنده دیگر 17 ساله شده او را ببیند ؟
آیا در دعای شب قبل اورا نخوانده بودی ؟
آیا قول نداده بودند اگر پاک و منزه باشیم ایشان راخواهیم دید؟
***********************************************





اینها فکرهایی بود که از ذهن می گذشت .
و اکنون خوب بود در مسیر  به اطراف نگاه کنی شاید تا امام خود را  ببینی.
 چون ایشان قول داده بود که به انصار خود سر می زند.
گاه خمپاره ای به اطراف اصابت می کرد و افکارت دوباره متوجه دنیای مادی می شد.

گاه در سکوت بیابان اشکم جاری می شد و فقط می گفتم حبیبی یا حبیبی .
این شعر عادت تنهایی ام بود و  خود م سروده بودم که: کعبه دلها شما      ورد زبانم همین
**********************************************
وحیف که دیگر نمی توان آن لحظات و آن روحانیت را بر گرداند .
اکنون به بچه ها رسیده بودم و عرفان حاصل از ارتباط روحی با امامانم در در روحم و جسمم مشهود و طرفهای من که رزمندگان پاکی بودندو گیرنده های آنها قوی واین عرفان را می گرفتند نا خودآگاه بغلم می کردند و می گفتند پیک روحیه آمد.
روزنامه را می دادم و خدا حافظ بطرف آخرین نقطه یعنی توپخانه حرکت می کردم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 15 اسفند 1396 10:21 ب.ظ
با تشکر برای به اشتراک گذاشتن افکار خود. من واقعا از تلاش های شما قدردانی می کنم و منتظر نوشتن بعدی خواهم بود
یك بار دیگر از یكشنبه بپرس.
پنجشنبه 10 اسفند 1396 07:46 ب.ظ
من این وبلاگ را از طریق پسر عمویش پیشنهاد دادم. من مثبت نیستم این است که آیا این است
نوشته شده توسط او به عنوان هیچ کس دیگری چنین تقریبا دقیق تقریبا دشواری من را تشخیص دهد.
تو باور نکردنی هستی با تشکر!
پنجشنبه 19 بهمن 1396 10:16 ب.ظ
روز خوب! من می توانستم سوگند یاد کنم قبل از دیدن این وبلاگ اما بعد از مرور آن را مشاهده کردم
از طریق چند پست من متوجه شدم که این برای من تازه است. به هر حال، من مطمئنا خوشحال هستم که آن را پیدا کردم و من علامت گذاری می کنم
آن را و چک کردن اغلب!
دوشنبه 27 شهریور 1396 05:22 ق.ظ
Excellent post. I was checking continuously this blog and I am impressed!
Extremely helpful info specially the ultimate phase :) I maintain such
info much. I used to be seeking this certain info for a very lengthy time.
Thanks and good luck.
شنبه 18 شهریور 1396 03:47 ق.ظ
Hello there, I think your blog may be having web browser compatibility problems.
When I look at your website in Safari, it looks fine but when opening in I.E.,
it has some overlapping issues. I simply wanted to give you a quick heads up!
Apart from that, fantastic blog!
شنبه 18 شهریور 1396 03:41 ق.ظ
Currently it seems like Movable Type is the top blogging platform available
right now. (from what I've read) Is that what
you're using on your blog?
جمعه 25 فروردین 1396 01:07 ب.ظ
Hi it's me, I am also visiting this web site on a
regular basis, this site is truly fastidious and
the visitors are in fact sharing good thoughts.
جمعه 11 فروردین 1396 12:38 ق.ظ
First of all I would like to say wonderful blog!
I had a quick question in which I'd like to ask if
you do not mind. I was curious to know how you center yourself and clear
your thoughts prior to writing. I've had difficulty clearing my mind in getting my ideas out.
I do enjoy writing however it just seems
like the first 10 to 15 minutes tend to be wasted just trying to figure
out how to begin. Any recommendations or hints? Kudos!
سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 04:30 ب.ظ
کعبه دلهاشما ورد زبانم همین
درود بر پیک روحیه دهنده درجنگ ،
وحتی سالهای پس از جنگ .
خواندن خاطرات شما ویتامین مکمل حضور مادرعرصه های مختلف اجتماعی امروزاست .وشما مصداق آن بیابان پرسکوت وتک سرنشینش .امید آنکه دیگر رزمندگان نیز همچون شما وهمانند عزیزانی که در گذشته خاطراتشان را به رشته تحریردر می آوردند عمل نمایندچه بسا هر انچه بگویندوبنویسندوبه تصویر در آورند دربرابر خیل عظیم اتفاقات درآن روزهاناچیز است .
امام زمان یارتان والله همیشه نگهدارتان .منتظر نوشته های دلنشین بعدیتان هستم.
محسن بارباز اصفهانیتیز هوش خوش قلم چشم می نویسم
خدا شماراهم حفظ کند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا خاطرات نوشته شده جذاب و آنرا دنبال می کنید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كدهای جاوا وبلاگ

کد وبلاگ