تبلیغات
پیام آوران - انتقال به بیمارستان 17
 
پیام آوران
اتمام ماموریت رزمنده تحویل اسلحه به اسلحه خانه نیست نوشتن خاطرات است (مقام معظم رهبری)
چهارشنبه 16 اسفند 1391 :: نویسنده : محسن بارباز اصفهانی
پس از انتقال ما به بیمارستان صحرایی که در بیابان ساخته شده بود و در واقع سوله ای بود که روی آن گونی خاک و روی خاکها نیز مجدد خاک ریخته بودند با ماشین مارا به بیمارستان بقایی اهواز اگر اشتباه نکنم منتقل کردند درب ورودی بیمارستان عده ای با برانکارد آماده ما را تحویل گرفتند .
****************************************************
  راهرو بیمارستان مملو از مجروح بود که طبیعت عملیاتهاست و آنها که در جبهه بوده اند با این وضعیت آشنا هستند ما را هم داخل اتاقی روی زمین نشاندند .آنقدر کمر من درد می کرد که وصف آنرا نمی توانم بگویم ولی وقتی مجروحان شدید اطراف خود را می دیدم به خود اجازه اینکه بگویم دردی دارم نمی دادم اما سنم کم بود و کم طاقت در حال خودم آرام آرام گریه می کردم.
*************************************************
 تا شاید پس از دوساعت خانم پرستاری که آرام و قرار نداشت و در این مدت مرتب پانسمان و رسیدگی می کرد به من رسید زخمهای مرا پانسمان کرد و پزشک مصاحبه کوتاهی با من انجام داد و دستور انتقال مرا به بیمارستان اراک صادر نمود.









بیمارستان صحرایی در سوله




ما را به را ه آهن انتقال دادند .
در راه آهن نیز تعداد زیادی مجروح روی تشکهایی که برای آنها آماده شده بود دراز کشیده منتظر قطار بودند و من را هم روی این تشکها خواباندند.

شب شد و قطار رسید مارا سوار قطار کردند .در حال خودم بودم حالی عرفانی و آرام بدون هیچ گونه ادعا و طلب کاری .
**************************************************
برادر م آقا محمد که در عملیات او را گم کرده بودم نیز مجروح شده بود و در کوپه ای که من بودم  روی صندلی خواب بود. بیدار که شد ناگهانی متوجه همدیگر شدیم  گویا خدا دنیا را بما داده بود.
 اما از آنجا که قبلا هم گفتم این برادر من مثل همین الان شوخ و
 می بایست عامل خنده رزمندگان باشد. جالب بود که یکی از چند ترکش به باسن او خورده بود و می بایست کج می نشست و دوباره بازار خنده در کوپه ما جور شد .
*************************************************
از نحوه مجروح شدنش و موضع حساس زخمی شده می گفت و ما
می خندیدیم و همه هم کوپه ایها درد را فراموش کردیم تا به بیمارستان طالقانی اراک رسیدیم.












در بیمارستان با آقا محمد در یک اتاق بستری بودیم و خانواده هم خبر نداشتند.
اینجا نیز پایه خنده بود پرستار می آمد مرا پانسمان می کرد و نوبت به آقا محمد که می رسید روی اینکه بگوید به چه جای حساسی هم ترکش خورده نداشت و من راهنمایی می کردم .
او زیر ملحفه مخفی می شد و من می خندیدم و راهنمایی می کردم تا بالاخره مرخص شدیم.

***************************************************

یاد آوری کنم از جمله  شریف ترین انسانها در نظر من پرستاران آقا و خانم هستند که واقعا باید از زحمات آنها در طول دفاع مقدس تقدیر شود همچنین پزشکان محترم و همه همه.








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 مهر 1396 07:39 ب.ظ
Excellent way of explaining, and good article to take facts about my presentation topic,
which i am going to convey in college.
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:43 ق.ظ
Your style is unique in comparison to other folks I've read
stuff from. I appreciate you for posting when you've got the opportunity,
Guess I will just book mark this site.
یکشنبه 15 مرداد 1396 06:11 ب.ظ
It's truly very complex in this full of activity life to listen news on TV, therefore I simply use internet for that purpose, and get the newest news.
شنبه 14 مرداد 1396 10:57 ب.ظ
I read this piece of writing fully about the difference of most up-to-date and preceding
technologies, it's remarkable article.
جمعه 13 مرداد 1396 01:37 ب.ظ
Hi there, I enjoy reading all of your article post.
I like to write a little comment to support you.
سه شنبه 3 مرداد 1396 08:08 ب.ظ
Excellent write-up. I definitely appreciate this site.
Keep it up!
سه شنبه 22 فروردین 1396 12:31 ب.ظ
I'm really inspired along with your writing abilities as smartly as with the layout for your blog.
Is that this a paid theme or did you modify it your
self? Either way stay up the nice quality writing, it's uncommon to look a nice
blog like this one today..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا خاطرات نوشته شده جذاب و آنرا دنبال می کنید؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كدهای جاوا وبلاگ

کد وبلاگ